سبک زندگی قرآنی
معنا بخشی به زندگی مقدمه سبک زندگی
«وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَميعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ» (بقره:148) و براى هر كسى قبلهاى است كه وى روى خود را به آن [سوى] مىگرداند؛ پس در كارهاى نيك بر يكديگر پيشى گيريد. هر كجا كه باشيد، خداوند همگى شما را [به سوى خود باز] مىآورد؛ در حقيقت، خدا بر همه چيز تواناست.
آیا تا کنون به این پرسش ها اندیشیده ایم؟
سمت، جهت و قبله زندگی ام را به کدام سو تنظیم کرده ام؟
باارزش ترین چیز در زندگی من کدام است؟
بزرگ ترین دغدغه من؟
بالاترین هدف من؟
خوشبختی حقیقی من در چیست؟
هر نوع پاسخی به پرسش های فوق می تواند نوع سبک زندگی مرا مشخص کند.
برای انتخاب سبک زندگی از میان سبکهای متنوع موجود، توجه به سه نکته اساسی: مبدأ زندگی، مقصد زندگی و مسیر زندگی، سبک زندگی مرا تغییر می دهد.
اگر مبدأ را طبیعت و مقصد را نیز طبیعت بدانم و مسیر را بر اساس خواهشهای نفسانی بپیمایم. سبک زندگی در حد سبک زندگی حیوانی و بلکه پایین تر فرو میکاهد.
ارزش ها، باورها، دغدغه ها، نیازها، خواسته ها، لذت ها ، تلخی ها، شادی ها و غم ها همه برایم رنگ مادی و دنیایی به خود می گیرند. در این صورت در اوج لذت ها وشادی ها باز هم احساس تنگی و دل مردگی مرا از پای در می آورد.
اما اگر برای خویشتن خویش ماهیت از اویی و به سوی اویی را بپذیرم که از سوی خدا آمده و به سوی او میروم و مسیرش را باید متناسب با دستورات او و فرستادگان او انتخاب کنم، سبک زندگی ام از زندگی ملائک فراتر می رود.
به عبارت دیگر سبک زندگی من به نوع نگاهی است که به پایانکار و معنای زندگی دارم.
اگر از هر انسانی بپرسید هدف شما در زندگی چیست؟
اگر بپرسید سعادت واقعی کدام و راه رسیدن به آن کدام است؟ پاسخ ها متفاوت می شود؛
اما پاسخ قرآن بسیار روشن است که می توان این گونه تعبیر نمود که:
1-سعادت واقعی رسیدن به مقام قرب وکمال نهایی یعنی همنشینی با خدا و ارتباط پیوسته و در همه حال با اوست.
2-تنها راهی که انسان را به کمال و سعادت واقعی میرساند راهی است که مطابق با فطرت و ساختار واقعی او ترسیم شده باشد.
3-تنها راهی که مطابق با فطرت اوست همان راهی است که قرآن کریم به انسانها نمایانده است. «سبک زندگی قران محور».
زندگی چیست؟
زندگی ،زندگانی، حیات، محیا، حَیَوان، در لغت مقابل مرگ و ممات آمده و آن صفتی است مقتضی حس و حرکت .[1]
گاهی از زندگی به معنای دانایی و توانایی یاد می شود و گاه به معنای کوشش و تلاش.
مفهوم زندگی نزد افراد مختلف از معانی گوناگونی برخوردار است. در این باره می توان به چهار دیدگاه کلی اشاره کرد:دیدگاه مادی گرایان. زندگی تلاش پیوسته برای رسیدن به آسایش و رفاه است که در خوراک، پوشاک، مسکن و لذت مادی خلاصه می شود.دیدگاه عقل گرایان. زندگی علاوه بر موارد فوق به معنای تلاش برای کسب دانایی و توانایی است که در علم و زندگی سالم و آرام همراه با آسایش خلاصه می شود. از دیدگاه این افراد مسائل دینی و معنوی هم تا حدودی مورد توجه قرار می گیرد.دیدگاه شهود گرایان. زندگی یعنی عشق، جوش و خروش ، حرکت به سوی محبوب که در ریاضت و دوری از مظاهر دنیوی و صفای قلب خلاصه می شود.
به قول مولوی در مثنوی:
زندگى در مردن و در محنت است
آب حيوان در درون ظلمت است
(دفتر ششم ص 1016 )
زندگی واقعی را شهادت در راه حق دانسته و از آن به مرگ بی مرگی یعنی مرگی که به دنبال آن زندگی جاودانه است تعبیر می کنند.
مرگ بىمرگى بود ما را حلال
برگ بىبرگى بود ما را نوال
ظاهرش مرگ و به باطن زندگى
ظاهرش ابتر نهان پايندگى
(مثنوىمعنوى، دفتر اول، ص 71
4-دیدگاه وحی گرایان.
زندگی یعنی بندگی و بندگی در حقیقت و در نهایت یعنی پروردگاری.« العبودیه جوهره کنهها الربوبیه» به فرموده امام حسن مجتبی (علیه السلام«مَن عَبَدَ اللّه عَبَّدَ اللّه لَهُ کلَّ شَیءٍ» .هر کس خدا را بندگی کند، خداوند همه چیز را بنده او گرداند.(تنبیه الخواطر 2/ 108)
یا به فرموده امام حسین علیه السّلام:
«مَن عَبَدَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللهُ فَوقَ أمانِیهِ وَ کفایتِهِ»؛
هر که خدا را، آنگونه که سزاوار اوست، بندگی کند، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا کند.
(بحار الأنوار، ج 71، ص 183)
از دیدگاه وحیانی زندگی یعنی از او به سوی او رفتن. زندگی یعنی در مسیر او بودن، یعنی در پی همه خوبی ها رفتن. زندگی در دنیا یعنی کاشتن و در آخرت برداشتن. از این دیدگاه دنیا گذر گاه، متاع و ابزاری بیش نیست. زندگی حقیقی در آخرت در بهشت خدا و در جوار رحمت الهی خواهد بود. « وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ» (عنکبوت:64)
«اين زندگى دنيا جز سرگرمى و بازيچه نيست، و زندگى حقيقى همانا [در] سراى آخرت است؛ اى كاش مىدانستند».
وحی گرایان، دنیا پرستان را مردگانی دانسته که در دنیا غرق شده و از حقایق زندگی انسانی بی بهره اند و نجات آن ها تنها به کمک قرآن و وحی امکان پذیر است.
واىِ آن زنده كه با مرده نشست
مرده گشت و زندگى از وى بجَست
چون تو در قرآن حق بگريختى
با روان انبيا آميختى
هست قرآن حالهاى انبيا
ماهيان بحر پاك كبريا
(مثنوی معنوی، دفتر ششم ص 1135)
رهبر معظم در باره انواع دیدگاه ها نسبت به سبک زندگی می فرمایند:
«سبک زندگی، تابع تفسیر ما از زندگی است: هدف زندگی چیست؟ هر هدفی که ما برای زندگی معین کنیم، برای خودمان ترسیم کنیم، به طور طبیعی، متناسب با خود، یک سبک زندگی به ما پیشنهاد می شود. یک نقطهی اصلی وجود دارد و آن، ایمان است. یک هدفی را باید ترسیم کنیم - هدف زندگی را - به آن ایمان پیدا کنیم. بدون ایمان، پیشرفت در این بخشها امکانپذیر نیست؛ کارِ درست انجام نمیگیرد. حالا آن چیزی که به آن ایمان داریم، میتواند لیبرالیسم باشد، میتواند کاپیتالیسم باشد، میتواند کمونیسم باشد، میتواند فاشیسم باشد، میتواند هم توحید ناب باشد؛ بالاخره به یک چیزی باید ایمان داشت، اعتقاد داشت، ...بر اساس این ایمان، سبک زندگی انتخاب خواهد شد» .(امام خامنه ای در دیدار با جوانان خراسان جنوبی 26 / 7 / 91)
بحران معنا در سبک زندگی
بی معنایی، سردرگمی یا غفلت کامل در زندگی، بحرانی است که در دوران مدرنیته بشر را فراگرفته است.
بسیاری از دردهای روحی روانی و حتی دردهای جسمانی ریشه در بی معنایی یا گمگشتگی انسان در زندگانی دارد.
نویسنده ای به نام آلپورت می گوید: "امروزه در اروپا، روان شناسان و روان پزشکان، آشکارا از فروید(که ناکامی جنسی را علت ناراحتی های روانی می داند) روی برگردانده اند و به "هستی درمانی" روی آورده اند که مکتب "معنا درمانی" یکی از آنهاست. (به نقل از کتاب "رضایت از زندگی " نوشته عباس پسندیده. برگرفته از روان شناسی شادی.ص13)«بحران معنا در زندگی امروز به یکی از اصلی ترین دغدغه های بشر تبدیل شده است. همین امر به اضافه احساس کمبود معنویات در زندگی موجب شده تا به سمت ایجاد مأمنی در این زمینه ها باشند. به این ترتیب بسیاری از علوم بشری ساخته شده تا نیازهای روحی و معنوی را پاسخ دهد در حالیکه این راهکارها هم اثر موقتی دارند. چرا که منشا الهی ندارند.بحران بی معنایی در زندگی بسیاری از افراد وجود دارد و آنها را آزار می دهد. اینکه نمی دانند برای چه پا به این دنیا گذاشته اند و چه باید بکنند. برخی دیگر هم با بحرانی به نام ناتمام ماندن معنا مواجه می شوند. یعنی برخی از افراد برای زندگی معنایی را در نظر داشته اند ولی زمانی که به آن می رسند، آن را بی ارزش تر از آن می دانند که به خاطرش زندگی کنند. این بدان معناست که مسائل موجود در ذهن این افراد نمی تواند توجیه کننده زندگانی آنها باشد. به این ترتیب نمی توانند فلسفه مرگ و حیات را برای خود تعریف کنند و همین امر موجب افسردگی شان می شود. (برگرفته از کتاب انسان در جستجوی معنا، ص4)./
آنچه مهم است دریافت این مطلب است که باور داشته باشیم که معنای زندگی باید باارزش تر از خود زندگی باشد و آنچه قرار است فلسفه زندگی را توجیه کند باید فراتر و والاتر باشد. می توان گفت که معنای یک زندگی به یک معامله شباهت دارد که منفعت و سود، آنرا توجیه پذیر می سازد.مسلما توجیهی وجود ندارد که کسی بخواهد در معامله ای زیانبار شرکت کند.هر کاری که می خواهد انجام شود باید فایده ای داشته باشد که در غیر این صورت، انجام آن بی معناست.در مورد معنای زندگی هم همین بحث مطرح است. آنچه انسان به خاطر ان به دنیا می آید و از دنیا می رود، باید ارزشمندتر از زندگی باشد که در غیر این صورت انسان دچار خسران و ضرر شده است. آنچه مهم است حیات جاودان انسان است که به سرای آخرت مربوط می شود. هرچه در این دنیاست به خاطر انسان است و ابزاری برای اینکه به حیات واقعی خود برسد.چنانچه پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) می فرمایند:"همانا دنیا برای شما آفریده شده و شما برای آخرت.( به نقل از میزان الحکمه،ج4،ص1692)پس شایسته است که ارزش واقعی خود و هدف متعالی را در زندگی پیدا کرده و آنرا دنبال کنیم.
موضوعات سبک زندگی قرآن محور
اگرچه همه قرآن کریم درحقیقت منبع دین و به معنای روش و سبک زندگی است اما برخی موضوعات به عنوان اصول، بیشتر مورد تأکید است از جمله این رهیافت ها و سبک ها عبارت است از:
الف: باورها
1-باور به غیب جهان هستی و خالق یکتای آن و شکستن قلمرو محدود مادیگرایی
2-یقین به جهان آخرت و باور به محدود و اندک بودن دنیا
3-تصدیق فرستادگان خدا و تسلیم محض در برابر فرامین آن ها.
4-اعتقاد به کرامت و فضیلت انسان و برتری او بر دیگر مخلوقات.
ب: ویزگی های اخلاقی
چهار شاخه اصلی اخلاق قرآنی عبارت است از:
1-حکمت و زیر شاخه های آن، بصیرت، تعقل، زکاوت و تیزهوشی و ...
2-عفت و زیر شاخه های آن، حیا، سخاوت، صبر، وقار، آزادگی، قناعت، نظم و ...
3-عدالت و زیر شاخه های آن، ثبات شخصیت، زهد، خیرخواهی، جوانمردی، مراقبت، بلند نظری، خودباوری و..
4-شجاعت و زیر شاخه های آن، خویشتن داری و پرهیز از غضب، بزرگی نفس، شهامت، حلم، صبر، پایداری، آستانه تحمل بالا و......
ج: رفتار ها
1-نماز با حال خشوع و توجه (لذت بردن از نماز).
2-پرهیز از هر گونه لغو و بیهودگی در زندگی
3-انواع بخشش مالی به نیازمندان
4-پاکدامنی و حفظ حریم خانواده
5-امانتداری، رعایت عهد، پیمان و قرار دادها
در بسیاری از آیات تلازم ایمان و عمل صالح، تلازم توصیه همدیگر به حق و صبر در زندگی،(سوره والعصر) تلازم امر به معروف و نهی از منکر ، تلازم نماز و زکات و موارد دیگر تکرار شده است.
توصیه به صراط مستقیم، پرهیز از شرک ، نیکی به والدین ،پرهیز از زشتی های ظاهری و باطنی، پرهیز از مال یتیم، رعایت کیل و پیمان و برپاداشتن قسط و عدل در همه ابعاد، از مواردی است که تکرار شده است.
موضوعات سبک زندگی از دیدگاه امام خامنه ای
«مسئلهی خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، نوع خوراک، نوع آشپزی، تفریحات، مسئلهی خط، مسئلهی زبان، مسئلهی کسب و کار، رفتار ما در محل کار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعالیت سیاسی، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانهای که در اختیار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئیس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پلیس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهای ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بیگانه؛ اینها آن بخشهای اصلی تمدن است، که متن زندگی انسان است» (امام خامنه ای در دیدار با جوانان خراسان جنوبی 26 / 7 / 91)
«اصل قضیه این است که ما بتوانیم متن زندگی را، این بخش اصلی تمدن را اصلاح کنیم»
«اصل قضیه، درست کردن سبک زندگی است، رفتار اجتماعی است، اخلاق عمومی است، فرهنگ زندگی است. باید در این بخش، ما پیش برویم؛ باید تلاش کنیم.تمدن نوین اسلامی که ما مدعیاش هستیم و دنبالش هستیم و انقلاب اسلامی میخواهد آن را به وجود بیاورد، بدون این بخش تحقق پیدا نخواهد کرد. اگر آن تمدن به وجود آمد، آن وقت ملت ایران در اوج عزت است؛ ثروت هم دنبالش هست، رفاه هم دنبالش هست، امنیت هم دنبالش هست، عزت بینالمللی هم دنبالش هست؛ همه چیز با او خواهد بود، همراه با معنویت». (همان).
مسیر رسیدن به این تمدن آرمانی به کمک قرآن تبیین می شود.
« اگر با قرآن اُنس گرفتیم، با تدبر ( می توانیم موضوعات سبک زندگی را دقیق مورد بررسی قرار دهیم ) «.منظور سؤالاتِ دربارهی زندگی است، زندگی کردن. الان میلیونها سؤال در مقابل ما است. ...در نوع ارتباطات، در نوع رفتار، در نوع موضعگیریها، در نوع دشمنی و دوستیها، در نوع برخورد با مال، در نوع برخورد با امور دنیا »
«...دائم از خدای متعال میخواهید که شما را هدایت کند؛ این هدایت در قرآن است. اگر با قرآن اُنس گرفتیم، اگر قرآن را درست فهمیدیم، اگر در قرآن تدبّر کردیم، آنوقت پاسخ درست به سؤالات زندگی به ما داده خواهد شد؛ ... هرچه با قرآن بیشتر اُنس بگیرید، این حقایق بیشتر برای شما آشکار خواهد شد؛ هرچه از این شربت گوارا بنوشید، بیشتر مشتاق خواهید شد، بیشتر تشنه خواهید شد؛ ».
(امام خامنه ای در محفل انس با قران.6 / 3 96)
آسیب شناسی سبک زندگی از دیدگاه امام خامنه ای
برخی آسیب هایی که با نگاه تیزبین رهبر معظم انقلاب در سال 91 مطرح شد و از نخبگان و اقشار مختلف خواسته شد در جهت ریشه یابی و علاج آن گام بردارند عبارت است از:
1-چرا فرهنگ کار جمعی در جامعهی ما ضعیف است؟ 2- چرا در برخی از بخش های کشورمان طلاق زیاد است؟
3-چرا در برخی از بخش های کشورمان روی آوردن جوان ها به مواد مخدر زیاد است؟
4-چرا در روابط همسایگیمان رعایتهای لازم را نمی کنیم؟
5-چرا صلهی رحم در بین ما ضعیف است؟
6- چرا در زمینهی فرهنگ رانندگی در خیابان، ما مردمان منضبطی به طور کامل نیستیم؟
7-آپارتماننشینی چقدر برای ما ضروری است؟ چقدر درست است؟ چه الزاماتی دارد که باید آنها را رعایت کرد؟ چقدر آن الزامات را رعایت میکنیم؟
8- الگوی تفریح سالم چیست؟
9-نوع معماری در جامعهی ما چگونه است؟
چقدر نوع معماری کنونی ما متناسب با نیازهای ماست؟ چقدر عقلانی و منطقی است؟
10-طراحی لباسمان چطور؟ مسئلهی آرایش در بین مردان و زنان چطور؟ چقدر درست است؟ چقدر مفید است؟ 11-آیا ما در بازار، در ادارات، در معاشرتهای روزانه، به همدیگر به طور کامل راست میگوئیم؟ در بین ما دروغ چقدر رواج دارد؟
12-چرا پشت سر یکدیگر حرف میزنیم؟
13-بعضیها با داشتن توان کار، از کار میگریزند؛ علت کارگریزی چیست؟
14-در محیط اجتماعی، برخیها پرخاشگریهای بیمورد می کنند؛ علت پرخاشگری و بیصبری و نابردباری در میان بعضی از ماها چیست؟
15-حقوق افراد را چقدر مراعات می کنیم؟ در رسانهها چقدر مراعات می شود؟ در اینترنت چقدر مراعات می شود؟ 16-چقدر به قانون احترام میکنیم؟ علت قانونگریزی - که یک بیماری خطرناکی است - در برخی از مردم چیست؟
17-وجدان کاری در جامعه چقدر وجود دارد؟ انضباط اجتماعی در جامعه چقدر وجود دارد؟ محکمکاری در تولید چقدر وجود دارد؟ تولید کیفی در بخشهای مختلف، چقدر مورد توجه و اهتمام است؟
18-چرا برخی از حرفهای خوب، نظرهای خوب، ایدههای خوب، در حد رؤیا و حرف باقی میماند؟
19-چرا به ما میگویند که ساعات مفید کار در دستگاههای اداری ما کم است؟ هشت ساعت کار باید به قدر هشت ساعت فایده داشته باشد؛ چرا به قدر یک ساعت یا نیم ساعت یا دو ساعت؟ مشکل کجاست؟
20-چرا در بین بسیاری از مردم ما مصرفگرائی رواج دارد؟ آیا مصرفگرائی افتخار است؟
21-چه کنیم که ریشهی ربا در جامعه قطع شود؟
22-چه کنیم که حق همسر - حق زن، حق شوهر - حق فرزندان رعایت شود؟
23-چه کنیم که طلاق و فروپاشی خانواده، آنچنان که در غرب رائج است، در بین ما رواج پیدا نکند؟
24-چه کنیم که زن در جامعهی ما، هم کرامتش حفظ شود و عزت خانوادگیاش محفوظ بماند، هم بتواند وظائف اجتماعیاش را انجام دهد، هم حقوق اجتماعی و خانوادگیاش محفوظ بماند؟
25-حد زاد و ولد در جامعهی ما چیست؟
26-چرا در بعضی از شهرهای بزرگ، خانههای مجردی وجود دارد؟ این بیماری غربی چگونه در جامعهی ما نفوذ کرده است؟
27-تجملگرائی چیست؟ بد است؟ خوب است؟ چقدرش بد است؟ چقدرش خوب است؟ چه کار کنیم که از حد خوب فراتر نرود، به حد بد نرسد؟
اینها بخشهای گوناگونی از مسائل سبک زندگی است، و دهها مسئله از این قبیل وجود دارد؛ که بعضی از اینهائی که من گفتم، مهمتر است. این یک فهرستی است از آن چیزهائی که متن تمدن را تشکیل میدهد. قضاوت دربارهی یک تمدن، مبتنی بر اینهاست.
(در دیدار با جوانان خراسان جنوبی 23/ 7 / 91)
راه کارهای قرآنی در تبدیل سبک زندگی جاهلی
سبک زندگی جاهلی که مبتنی بر کثرت گرایی و تکاثر، قبیله گرایی و تعصب جاهلی، خرافات و بدعت ها ی مشرکانه بنا شده بود، جزیره العرب را به منحط ترین جامعه بشری تبدیل کرده بود.
قرآن کریم توانست سبک زندگی جاهلی را در آن جامعه در اندک مدتی به سبک زندگی انسانی و الهی تبدیل نموده ؛ بلکه جهان آن روز را به شدّت تحت تأثیر سبک زندگی قرآنی قرار دهد.
علم افزایی باسم رب
اولین راه کار قرآن کریم با این عبارت آغاز شد. « اقرأ باسم ربک» . جهل زدایی و معرفت افزایی در مسیر پروردگار هستی .
همان كس كه انسان را از خون بستهاى خلق كرد! بخوان كه پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است، همان كسى كه بوسيله قلم تعليم نمود و به انسان آنچه را نمىدانست ياد داد!(علق:5-1).
قرآن کریم با تکرار بیش از 22 مفهوم علمی مانند: تعلمون، تعقلون، تشعرون و... و صدها آیه در تشویق و ترغیب به روی آوردن مسلمین به کسب معارف الهی و پرهیز از علم سکولار و اشعار لغو جاهلی فضای فرهنگی و سبک زندگی را متحول ساخت.
پیامبر گرامی اسلام6 با بیان مطالب بسیار در خصوص اهمیت معرفت افزایی و نور و حیات بودن علم و دانش و بر داشتن چهار قید زمان (از گهواره تا گور)، مکان( حتی در چین و دورترین نقطه)، مرد یا زن بودن(فریضه علی کل مسلم و مسلمه) و قید نوع معلم( اگرچه کافر باشد)، توانست یاران خود را به اندیشمندان و خردورزانی پرهیزکار تبدیل سازد.
نفی چند گانه پرستی
دومین گام برای ساماندهی سبک زندگی قرآن محور، نفی چندخدایی و نفی شرک در زندگی انسان هاست .قرآن کریم توانست در صدر اسلام، الهه ها و بت ها و بت تراشان را از سبک زندگی مردم آن زمان خارج سازد و در این زمان خواهد توانست بت های دیگری که به دست استعمارگران و غول های رسانه ای، ساخته و پرداخته می شود را منزوی سازد.
امروزهآنچه بیش از هرچیز دیگر سبک زندگی انسانها را متزلزل و متلوّن می سازد، سلبریتی ها و معبودهای بشری است که توسط رسانه ها و فضای مجازی به ترویج سبک زندگی جاهلی و غربی می پردازند.
قرآن کریم به انسان ها می آموزد که تنها یک معبود، قابل پرستش و پیروی است و او هم جز آفریدگار بشر هیچ کس دیگری نمی تواند باشد.
او براساس مصالح بشر سبک زندگی را برای او ترسیم فرموده و او را از سردرگمی، عدم تعادل و ازخودبیگانگی و چندخدایی نجات داده است.
در قرآن کریم می فرماید:«آيا خدايان پراكنده بهترند، يا خداوند يكتاى پيروز؟!»(یوسف:39).
و نیز می فرماید: «خداوند مثالى زده است: مردى را كه مملوك شريكانى است كه درباره او پيوسته با هم به مشاجره مشغولند، و مردى كه تنها تسليم يك نفر است؛ آيا اين دو يكسانند؟! حمد، مخصوص خداست، ولى بيشتر آنان نمىدانند». (زمر:29).
و نیز می فرماید:
«وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (انعام:153)
و از راههاى پراكنده (و انحرافى) پيروى نكنيد، كه شما را از طريق حق، دور مىسازد! اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مىكند، شايد پرهيزگارى پيشه كنيد!».
چند خدایی منجر به بی هدفی و بی معیاری در انسان می شود تا جایی که کار به نفاق و دورویی کشیده می شود.
از دیدگاه قرآن، منافقان، که جمعی از خود بیگانه اند و به زعم خود می خواهند همه را از خود راضی کنند، این گونه وصف می شوند:
«آنها افراد بىهدفى هستند كه نه سوى اينها، و نه سوى آنهايند! (نه در صف مؤمنان قرار دارند، و نه در صف كافران!) و هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى او نخواهى يافت».(نساء: 143).
این گونه افراد گرفتار مد و مدپرستی شده و هروز به رنگی در می آیند و زندگی خود و گاه دیگران را به تباهی می کشانند. افزایش روزافزون مصرف لوازم ارایشی، گسترش فروشگاه ها و تجارت سرسام آور کالاهای تزیینی و آرایشی، سبک زندگی جاهلی را حاکم می کند. در نتیجه نیازهای اساسی به فراموشی سپرده می شود.
پرستش خدای یگانه
سومین راه کار قرآنی برای نجات از سبک زندگی جاهلی زندگی توحیدی به معنای نفی همه خدایان و یکی و یگانه نمودن خداست. به عبارت دیگر پس از نفی الهه ها اثبات الله است . پس از گفتن«لا اله » گفتن« الا الله» است.
سبک زندگی قرآن محور، در حقیقت سبک زندگی خدا محور و براساس جهان بینی توحیدی شکل می گیرد. یعنی با خدا زیستن، حضور خدا در همه زوایای زندگی. در همه مکان ها، زمان ها ، در همه مراسم ها، عزا و عروسی ، غم وشادی،
حضور خدا با همه صفات جمال و جلالش در زندگی انسان. خدایی که مهربان، رفیق، شفیق، عزیز ، تکیه گاه ، وکیل، حفیظ ، شاهد، حاضر، مراقب و رب، و همه کاره انسان است.
اگر پرستش عارفانه و عاشقانه در زندگی جاری شود، همه زوایای زندگی را دگرگون کرده و زندگی رنگ خدایی به خود می گیرد.
شاید تکرار سوره توحید در نمازها و تأکید بر قرائت مکرر آن و وعده ثواب های بی شمار برای تلاوت آن به همین سبب باشد. سوره ای که به صراحت بیان می دارد: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ. اللَّهُ الصَّمَدُ».
یکی دیگر از ابعاد سبک زندگی توحیدی پیاده کردن صفات الهی در وجود همه افراد مؤمن است . سبک زندگی توحیدی یعنی بر اساس دستور: «تَخَلَّقُوا بِأخلاقِ اللهِ » یک انسان مؤمن شایسته است وجود خویش را به اخلاق و صفات الهی مزیّن نماید .
اطاعت از ابرار، پرهیز از اشرار
چهارمین راه کار قرآنی در زدودن سبک زندگی جاهلی، توصیه های فراوانی است که برای شرکت در فعالیت های جمعی مؤمنانه و پرهیز از برنامه های مشرکانه در اسلام نهادینه شده است.
مفهوم «اطیعوا» و همچنین مفهوم «لاتطیعوا» از مفاهیم پرگاربرد قرآن کریم است.
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم»(نساء:59) اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را!
عبارت «کونوا مع الصادقین» (توبه :119). همراهی با راستگویان که همان پیامبر، اوصیای پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام هستند یا عبارت «والذین معه» (فتح:29) کسانی که همراه پیامبر هستند، به این حقیقت اشاره دارد که راه نجات از سبک زندگی جاهلی همراهی با رهبران و پیشروان سبک زندگی قرآنی و الهی که نمایندگان خدا بر روی زمین هستند می باشد.
عبارات دیگری مانند: «کونوا ربانیین» (آل عمران:79) و «کونوا قوامین بالقسط»(نساء : 35) و «کونوا انصارالله» (صف:14) و نیز عباراتی مانند«فاکتبنا مع الشاهدین»(آل عمران : 53) و یا « توفنا مع الابرار»(آل عمران: 193) همگی توصیه به ورود به چنین مجموعه های سازنده و مؤثر را دارند.
تعبیرات جذابی مانند : «وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ (صافات:173) لشکریان خدا، «فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ» (مائده:56) حزب خدا، «أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» (62:یونس) دوستان خدا.
این تعبیرات حاکی از وجود نوعی از سبک زندگی خاص و قرآنی ویژه این مجموعه هاست که عامل پیروزی و آرامش است و سبک زندگی جاهلی را از بین می برد.
عبارات فراوانی مانند:«وارکعوا مع الراکعین»(بقره:4) «انفقوا»، «وافعلوا الخیر» و غیره دستور به اجرای مقررات سبک زندگی قرآنی است که هر یک در جای خود آثار مثبت خود را در زندگی نشان می دهد.
در کنار اطاعت از ابرار پرهیز از اطاعت از اشرار مورد تأکید قرآن کریم قرار گرفته است.
«وَ لا تُطيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفينَ» (شعرا:151)
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تُطيعُوا فَريقاً مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ يَرُدُّوكُمْ بَعْدَ إيمانِكُمْ كافِرينَ »(آل عمران:100)
« إِنْ تُطيعُوا الَّذينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرينَ»(آل عمران:149)
« لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ »(یس:60)
«وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِ»(بقره:168)
و«َ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا كَثيراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبيلِ» (مائده:77) از هوسهاى جمعيّتى كه پيشتر گمراه شدند و ديگران را گمراه كردند و از راه راست منحرف گشتند، پيروى ننماييد!» .
«وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذينَ يَخُوضُونَ في آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا في حَديثٍ غَيْرِهِ وَ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ» (انعام:68). هر گاه كسانى را ديدى كه آيات ما را استهزا مىكنند، از آنها روى بگردان تا به سخن ديگرى بپردازند! و اگر شيطان از ياد تو ببرد، هرگز پس از ياد آمدن با اين جمعيّت ستمگر منشين.
در قرآن کریم یکی از علل جهنمی شدن از زبان دوزخیان، همنشینی با باطل گرایان بیان شده است.«و کنّا نخوض مع الخائضین»(مدثر:45). و پیوسته با اهل باطل همنشین و همصدا بودیم.
گر نشیند فرشته ای با دیو وحشت آموزد و خیانت و ریو
از بدان نیکوی نیاموزی نکند گرگ پوستین دوزی
امام باقر علیه السلام می فرماید:
پدرم، امام سجاد، به من فرمود: «پسرم مواظب باش که با پنج گروه نه دوستی داشته باشی و نه همسخن شوی و نه در راهی با آنان همراه شوی .پرسيد: پدر جان آنان چه كسانند؟ فرمود: مبادا با دروغگو همنشين شوى، زيرا او همچون سرابى است كه دور را در نظرت نزديك و نزديك را برايت دور جلوه مىدهد. از همنشينى فاسق و گنهكار بپرهيز چرا كه او به يك لقمه يا كمتر از آن تو را بفروشد. و زنهار! مبادا با شخص بخيل همنشين شوى، چرا كه او مال خود را در سختترين نيازمنديهايت از تو دريغ مىدارد. زنهار! بپرهيز از همنشين شدن با أحمق، زيرا كه او در عين اينكه قصد سود رساندت را دارد [بواسطه حماقتش] بتو زيان ميزند. و مبادا با آن كس كه از خويشانش بريده رفاقت كنى، كه من او را در قرآن ملعون يافتم.( تحف العقول / ترجمه جعفرى، ص: 260)
هشدارها
پنجمین راه کار قرآن کریم در نفی فرهنگ و سبک زندگی جاهلی هشدارها و بشارت ها ، بیم ها و امیدها، وعده ها و وعیدهایی است که به مخاطبین می دهد تا مبدأ و مقصد را فراموش نکرده و از راه مستقیم منحرف نشوند.
هشدارهایی با عبارت «واتقوا الله » (بقره 189)، « واتقونِ»(بقره 197)، «واتقوه» (انعام 72)یعنی خدا را در نظر بگیرید یا «واتقوا یوما لاتجزی نفس عن نفس شیئا» (بقره 48)قیامت و روز جزا و مقصد را در نظر بگیرید.یا «واتقوا فتنه...» (انفال 25)در فتنه ها مراقب باشید.«واتقوا النار» (آل عمران 131) از آتش جهنم بپرهیزید و ....
گاهی از پیامدهای سبک زندگی جاهلی خبر داده است. به عنوان نمونه، این که فرموده است:« وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ» (هود:113). و بر ظالمان تكيه ننماييد، كه موجب مىشود آتش شما را فرا گيرد؛ و در آن حال، هيچ ولىّ و سرپرستى جز خدا نخواهيد داشت؛ و يارى نمىشويد.
وگاه به نتائج سبک زندگی قرآنی اشاره فرموده است.مانند:« وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» (اعراف:96). و اگر اهل شهرها و آباديها، ايمان مىآوردند و تقوا پيشه مىكردند، بركات آسمان و زمين را بر آنها مىگشوديم.
گاه به عوامل موفقیت و رستگاری در سبک زندگی قرآنی اشاره فرموده است از جمله آیاتی که با عبارت «لعلکم تفلحون» ختم شده است، مانند:برای انجام هرکاری باید از راه خودش واردشد به علاوه تقوای الهی (بقره :189)پرهیز از ربا به علاوه تقوای الهی.(آل عمران : 130)صبر فردی، صبر و استقامت عمومی در مقابله با دشمن، آمادگی و مرزبانی اندیشه و تقوای الهی (آل عمران :200)تقوا، توسل به اهل بیت(ع) جهاد در راه خدا(مائده:35).پرهیز از گناهان کبیره مانند شراب خواری و...(مائده:95) فریب پلیدی و خباثت را نخوردن اگرچه زیاد باشد و...(مائده:100)رکوع، سجده، عبادت و انجام کارهای خیر ...(حج:77)ذکر و یادآوری نعمت های الهی (اعراف:69)ثبات قدم در برابر دشمن، ذکر و یاد بسیار خدا(انفال:45)کنترل چشم و.....توبه (نور31)منتشر شدن در زمین خدا، کسب فضل الهی و یاد بسیار خدا .(جمعه:10).
این موارد، بخشی از عوامل موفقیت، سعادت و خوشبختی در سبک زندگی قرآنی است.
موج آفرینی
ششمین راه کار مقابله با سبک زندگی جاهلی و ترویج سبک زندگی قرآنی تبلیغ همگانی و موج آفرینی به عنوان یک وظیفه دینی و انسانی است.
این تکلیف همگانی در آموزه های قرآنی با عنوان «تبلیغ رسالات الله» و «امر به معروف و نهی از منکر» به تفصیل مورد تأکید قرار گرفته است.
در این راستا چند نکته قابل توجه است:
1-بدیهی است همواره رسانه ها به عنوان مهم ترین ابزار برای ترویج سبک زندگی مورد دلخواه حاکمان و صاحبان قدرت به کار گرفته شده است. امروزه نیز رسانه های جهانی اعم از فضای مجازی ، تلویزیون ها ، رادیوها ، مجلات، شبکه های ماهواره ای ، مؤسسات فرهنگی و رسانه ای بزرگ در جهان، بیشترین تلاش خود را برای ترویج فرهنگ جاهلی به کار گرفته اند.
ترویج انواع شبهات فکری و اعتقادی، انواع صفات و خصلت های شیطانی و حیوانی، انواع مدل ها و الگوهای پوشش زنان و جوانان، انواع گویش های مبتذل و عامیانه، انواع موسیقی های مبتذل و مخرب، انواع غذاهای فست فودی و بیماری زا و غیره، موضوعاتی است که رسانه های استعماری با جدّیت دنبال می کنند.
کاری که دشمنان بشریت در این زمینه انجام می دهند، در بیانات رهبر معظم انقلاب، به هجوم فرهنگی، تهاجم فرهنگی، غارت و شبیخون فرهنگی، قتل عام فرهنگی، تعبیر شده و می شود.
راه کار مؤثر قرآن کریم برای مقابله با این امواج سهمگین شیطانی، انجام فریضه عمومی و به تعبیر رهبر انقلاب، فریضه فراموش شده «امر به معروف و نهی از منکر» است.
این وظیفه باید با انواع شیوه های مؤثر و با ابزارهای گوناگون به صورت عمومی و همگانی و به شکل موج افرینی صورت پذیرد تا بتوان با سبک زندگی جاهلی مقابله نمود.
2- اصول سبک زندگی قرآنی، نسبی، موقت، منطقه ای و ویژه افراد و نژاد خاصی نیست، بلکه ثابت، مطلق و مطابق با فطرت و عقل انسان ها از سوی آفریدگار بشر تنظیم شده است. از اینرو باید در سطح جهان در همه زمان ها و مکان ها، فراگیر شده و همه به آن ملزم شوند.
بر این اساس، بر همه مسلمانان از سوی خداوند متعال تکلیف شده است که سبک زندگی قرآنی را به همه برسانند و در تبلیغ و ترویج آن بکوشند.
3-یکی از راه های تبلیغ سبک زندگی قرآنی، معرفی مصداق های عملی و بارز آن، انسان های کامل، یعنی امامان معصوم علیهم السلام به جهانیان است، چراکه برای همه زمان ها پیام های روشن و نجات بخشی دارند.
معرفی نهج البلاغه امیرالمؤمنین علیه السلام ، صحیفه سجادیه امام سجاد علیه السلام ، معرفی حادثه عاشورا و پیام های آن ، معرفی موضوع مهدویت و امام زمان علیه السلام، بهترین گزینه برای این مهم است.
4-موج آفرینی در سبک زندگی قرآنی، خود موجب پذیرش آسان تر آن از سوی دیگران می شود. بنابر این باید با تبلیغات و ابزار رسانه، موج آفرینی کرد، سپس به اقدامات تبیینی و معرفتی پرداخت.
5-از دیدگاه قرآن، پیامبران الهی الگوهای کامل تبلیغ سبک زندگی الهی در میان بشر بوده اند .«الَّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسيباً» (احزاب:39). (پيامبران) پيشين كسانى بودند كه تبليغ رسالتهاى الهى مىكردند و (تنها) از او مى ترسيدند، و از هيچ كس جز خدا بيم نداشتند؛ و همين بس كه خداوند حسابگر (و پاداشدهنده اعمال آنها) است!
«اصولا كار پيامبران در بسيارى از مراحل شكستن سنتهای(جاهلی) است و اگر بخواهند كمترين ترس و وحشتى به خود راه بدهند در انجام رسالت خود
پيروز نخواهند شد قاطعانه بايد پيش روند، حرفهاى ناموزون بدگويان را به جان خريدار شوند و بى اعتنا به جوسازيها و غوغاى عوام و توطئه فاسدان و مفسدان به برنامههاى خود ادامه دهند چرا كه همه حسابها به دست خدا است». (تفسير نمونه، ج17، ص: 331).
نقش فضای مجازی در سبک زندگی
فضای مجازی کنونی بیش از آن که ابزاری برای گسترش سبک زندگی انسانی برای امنیت و آسایش بشر باشد، بیشتر به گندابی تبدیل شده برای رواج آلودگی ها، شایعات و تبدیل زندگی انسانی به زندگی آلوده شیطانی.
در این فضای مسموم افراد تحت تأثیر شایعات بی پایه و اساس از فرهنگ، سبک زندگی ملی و دینی خود و از بزرگان خود متنفر گشته و شیفته فرهنگ بیگانه و الگوهای منحرف می شوند.
در این فرایند، افراد به این حد بسنده نمی کنند بلکه برای تغییر سبک زندگی دیگر مردمان و نابودی زیرساخت های فرهنگی و اجتماعی کشور خویش تلاش می کنند و هریک به رسانه ای تبدیل شده و جوامع را به نابودی می کشانند.
ریشه همه این تغییر و تحولات زیانبار پذیرش تبلیغات فاسقان است که درمان آن را شاید بتوان در آیه زیر جستجو کرد.
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ» (حجرات:6)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد، درباره آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد و از كرده خود پشيمان شويد
فاسق: به کسی گفته میشود که از اطاعت و بندگی خداوند خارج شده و به معصیت و گناه روی آورده باشد.
نادم: از ادمن گرفته و مقلوب ندم است و به حزن و اندوهی که همواره همراه انسان است گفته میشود.[2]
این آیه یکی از پندهای بسیار مهم قرآن کریم است که باید همواره در استفاده از رسانه و فضای مجازی کنونی، نصب العین مؤمنان باشد.
سبک زندگی محبّت محور
هفتمین راه کار قرآن برای پاک کردن زندگی از فرهنگ و سبک زندگی جاهلی و به عبارتی آسان ترین و جذاب ترین راه کار، برای سبک زندگی دینی، تقویت محبت و عشق الهی در قلب افراد است.
قرآن کریم محبت را عامل تبعیت دانسته می فرماید:« قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ »(آل عمران:31) بگو: «اگر خدا را دوست مىداريد، از من پيروى كنيد! تا خدا (نيز) شما را دوست بدارد.
ونیز برای تشویق مؤمنان به ایمان و جهاد در راه خدا می فرماید: «وَ أُخْرى تُحِبُّونَها نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَريبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ» (صف:13) و (نعمت) ديگرى كه آن را دوست داريد به شما مىبخشد، و آن يارى خداوند و پيروزى نزديك است؛ و مؤمنان را بشارت ده (به اين پيروزى بزرگ)
در برخی روایات دین و دین داری به محبت و نفرت تعریف شده است.
عن ابی جعفر7 «هل الدین الا الحب و البغض». آیا دین چیزی جز محبت و دوست داشتن و نفرت داشتن است؟[3]
امام باقر7: «الحب هو الدین والدین هوالحب». محبت و دوستی همان دین و دین همان حب و دوستی است.
قال الصادق7 «هل الایمان الا الحب و البغض». آیا ایمان جز حب و بغض چیزی دیگری است.[4]
دین همان راه و روش و سبک زندگی قرآنی است که بر اساس ایمان و محبت نسبت به خدا، دستورات خدا و دوستان خدا و دشمن داشتن دشمنان خدا شکل می گیرد.
در روایتی امام باقر7 می فرمایند:اگر خواستی بدانی خیری در تو هست،
قال الباقر7 : اذا اردت ان تعلم ان فیک خیرا فانظر الی قلبک فان کان یحب اهل طاعه الله و یبغض اهل معصیته ففیک خیر و الله یحبک و ان کان یبغض اهل طاعه الله و یحب اهل معصیته فلیس فیک خیر والله یبغضک و المرء مع من احب
امام باقر7 فرمود:
هرگاه بخواهی بدانی در تو خیری هست به دلت نگاه کن اگر اهل طاعت خدا را دوست و اهل معصیت خدا را دشمن دارد در تو خیر است و خدا هم تو را دوست دارد و اگر اهل طاعت خدا را دشمن و اهل معصیت خدا را دوست دارد در تو خیر نیست و خدا دشمنت دارد و هر کسی همراه دوست خود است.[5]
سبک زندگی رشد محور
هشتمین راه کار قرآن برای پرهیز دادن انسان ها از سبک زندگی جاهلی متوجه ساختن آنها به رشد همه جانبه ای است که باید کسب نمایند.
رشد: استقامت در راه حق همراه با قدرت و استحکام در آن است و از رشاده به معنای صخره گرفته شده است.
قرآن کتابی است که به سوی رشد هدایت می کند. «يَهْدي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ »(جن:2) «ما قرآن عجيبى شنيدهايم ... كه به راه راست هدايت مىكند، پس ما به آن ايمان آوردهايم .
موسی علیه السلام با این که از پیامبران اولوالعزم بود در مسیر کسب رشد، راه طولانی پیموده و از محضر ولی خدا (حضرت خضر علیه السلام) بهره برد. و به او گفت: « هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً» (کهف:66) موسى به او گفت: «آيا از تو پيروى كنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده و مايه رشد و صلاح است، به من بياموزى؟».
رشد نقطه مقابل «غی» (گمراهی) است. «قدتبین الرشد من الغی» راه رشد وهدایت و همچنین گمراهی و ضلالت روشن است . (بقره :256). اما متکبران و تکذیب کنندگان آیات الهی و غافلان راه رشد را برای سبک زندگی بر نمی گزیینند و اگر گمراهی و بدعت به آن ها پیشنهاد شود آن را به عنوان راه و سبک زندگی انتخاب می کنند. «إِنْ يَرَوْا سَبيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبيلاً وَ إِنْ يَرَوْا سَبيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبيلاً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلينَ (اعراف:146) اگر راه هدايت را ببينند، آن را راه خود انتخاب نمىكنند؛ و اگر طريق گمراهى را ببينند، آن را راه خود انتخاب مىكنند! (همه اينها) بخاطر آن است كه آيات ما را تكذيب كردند، و از آن غافل بودند.
بنابراین، انسان باید سبک زندگی خو را براساس تعالی روح و حقیقت خود تنظیم کند و از هر آنچه برای پرواز روح او مضّر است به شدت بپرهیزد.
سبک زندگی بر محور آشتی و برادری
«... فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ »(حجرات:9)
در ميان آن دو به عدالت صلح برقرار سازيد
نهمین راه کار قرآن برای نفی سبک زندگی جاهلی مقابله با جنگ، نزاع، تفرقه و درگیری میان مسلمانان است. جنگ و خونریزی برجسته ترین نماد جاهلی است که قرآن کریم با شیوه های مختلف به مقابله با آن برخاسته است.
منظور از صلح در اینجا نه تنها به معنای آتش بس و زمین گذاشتن اسلحه بلکه صلحی توأم با عدل است. به این معنی که احکام الهی در مورد هر کسی که به او تجاوز شده مثلاً کسی از او کشته شده و یا عرض و مال و یا حق او تضییع شده، اجرا گردد.[6]
قسط و اقساط: یعنی دادن سهم و قسط کسی که مستحق آن است و این همان عدل است.[7]
فعل «اقسط» برای کسی گفته میشود که از حق روی برگرداند[8] در اینجا فرق بین دو کلمه قاسطین که دشمنان حقند و مقسطین که پیاده کنندگان حق و عدلند روشن میشود.
براساس این آیه، مسلمانان باید دارای روحیه اجتماعی بوده و مسائل جامعه از جمله موضعگیری در قبال نزاعها و درگیریها و ایجاد صلح بر پایه عدل و قسط را وظیفه حتمی خود بدانند.
در آیه بعد همه مؤمنان را برادر یکیدیگر دانسته می فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»(حجرات:10)
به حقیقت مؤمنان همه برادر یکدیگرند پس همیشه بین برادران ایمانی خود (چون نزاعی شود) صلح دهید و خدا ترس باشید. باشد که مورد لطف و رحمت الهی واقع شوید.
این آیه برای تأکید آیه قبلی که در مورد اصلاح بین دو طائفه مؤمن بود، آمده و فرموده است: هر دو گروه مؤمن و مسلمان (که در حال نزاع هستند) و دیگر مؤمنین نیز با این دو گروه برادرند و موظفند بین برادرانشان آشتی برقرار سازند.
«واتقوا الله لعلکم ترحمون»
این موعظهای است برای دو طائفه درگیر و نیز برای افرادی که مصلحند.
برادری جعل تشریعی است که در بردارنده احکامی است.
آیا این یک تشبیه است و یا یک شعار و یا یک نکته عاطفی؟ باید گفت هیچ کدام؛ بلکه یک جعل تشریعی است مانند اُبُوَّه (پدری) و بُنُوَّه (فرزندی) که احکامی از قبیل احکام ارث و نکاح به دنبال آن مطرح است در اینجا این اُخُوَّه (برادری) دینی نیز حقوق و تکالیفی را به دنبال خواهد آورد که مؤمنان موظف به رعایت آنها هستند.
انواع برادری
1-نسبی، (تنی) که احکام ارث و نکاح بر آن مترتب میشود.
2-رضاعی، (هر دو از یک مادر شیر خورده باشند) که احکام نکاح دارد اما احکام ارث ندارد.
3-دینی، که احکام و آثار اجتماعی دارد بدون اینکه احکام و آثاری در ارث و ازدواج داشته باشد.[9]
در اینجا به روایتی از پیامبر گرامی اسلام در مورد حق مسلمان بر برادر دینی خود اشاره می کنیم.
حقوق سی گانه برادری در میان مسلمانان
قال رسولالله6: للمسلم علی اخیه ثلاثون حقا لابرائه له منها الا بالاداء او العفو
پیامبر 6فرمود: مسلمان بر برادر مسلمانش سی حق دارد که برائت ذمه از آن حاصل نمیکند مگر به ادای این حقوق یا عفوکردن برادر مسلمان او.
یغفر زلته
لغزشهای او را ببخشید.
و یرحم عبرته
در ناراحتیها نسبت به او مهربان باشد.
و یستر عورته
اسرار او را پنهان دارد.
و یقبل عثرته
اشتباهات او را جبران کند.
و یقبل معذرته
عذر او را بپذیرد.
و یرد غیبه
در برابر بدگویان از او دفاع کند.
ویدیم نصیحته
همواره خیرخواه او باشد.
و یحفظ خلته
دوستی او را پاسداری کند.
و یرعی ذمته
پیمان او را رعایت کند.
و یعود مرضه
در حال مرض از او عیادت کند.
و یشهد میته
درحالمرگ بهتشییع اوحاضر شود
و یجیب دعوته
دعوت او را اجابت کند
و یقبل هدیته
هدیه او را بپذیرد
و یکافاً صلته
عطای او را جزا دهد.
و یشکر نعمته
نعمت او را شکر گوید
و یحسن نصرته
در یاری او بکوشد
و یحفظ حلیلته
ناموس او را حفظ کند.
و یقضی حاجته
حاجت او را برآورد.
و یشفع مسالته
برای خواستهاش شفاعت کند.
و سمت عطسته
و عسطهاش را تحیت گوید.
و یرشد ضالته
گمشدهاش را راهنمایی کند.
و یرد سلامه
سلامش را جواب دهد.
و یطیب کلامه
گفته او را نیکو شمرد.
و یبر انعامه
انعام او را خوب قرار دهد.
و یصدق اقسامه
سوگندهایش را تصدیق کند.
و یـوالـی ولـیـه و لایعادیه
دوستش را دوست دارد و با او دشمنی نکند.
و ینصره ظالما و مظلوما فامّا نصرته ظالما فیرده عن ظلمه واما نصرته مظلوما فیعینه علی اخذ حقه
در یاری او بکوشد خواه ظالم باشد یا مظلوم اما یاری او در حالی که ظالم باشد به این است که او را از ظلمش باز دارد و در حالی که مظلوم است به این است که او را در گرفتن حقش کمک کند.
و لایسلمه و لایخذله
و یحب له من الخیر ما یحب لنفسه
آنچه را از نیکیها برای خود دوست دارد برای او دوست بدارد.
و یکره له من الشر ما یکره لنفسه
و آنچه از بدیها برای خود نمیخواهد برای او نخواهد[10]
آسیب شناسی سبک زندگی :
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ»
ای کسانی که به خدا ایمان آوردهاید (در هیچ کار) بر خدا و رسول تقدم مجویید، و از خدا بترسید (و او را نافرمانی نکنید) که خدا به گفتار شما شنوا و (به کردارتان) داناست.
1-افراط، آفت سبک زندگی قرآنی
در سوره حجرات که بیشتر به آداب و سبک زندگی پرداخته است، رعایت تقوی و پیشی نگرفتن از خداوند و پیامبر6 با فعل (لاتقدموا) به این معنا که فرموده است جلو نیندازید و نفرموده چه چیزی را تا هر چیزی را شامل شود. البته علامه میفرماید: منظور این است که در گفتار پیشی نگیرید چون در آخر آیه «ان الله سمیع علیم» آمده است یعنی خداوند شنوا و داناست و شنوا بودن با گفتار و حکم کردن مناسب است نه جلو افتادن در راه رفتن، یا در ترک کاری، یا اراده و تصمیمی.
در این باره آراء مختلفی وجود دارد که به طور خلاصه چنین است:
سبقت نگیرید در:
در این میان نظریه علامه طباطبایی که میفرماید: منظور این است حکمی غیر از حکم خدا ندهید و در سخن و قول و حکم کردن از پیامبر6 پیشی نگیرید.[11] بهتر است.
بنابراین همه مواردی که بر اساس سلیقه شخصی، منافع شخصی و خواهشهای نفسانی در سبک زندگی گنجانده میشود، خلاف سبک زندگی دینی و آسمانی است. به عنوان نمونه:
سبک ازدواج ها از نظر آداب و رسوم، سن ازدواج، سبک پوشش و ظواهر فرهنگی و اجتماعی که بیشتر تقلید از بیگانگان است، سبک فعالیت های اقتصادی و غیره
راه کار نجات از افراط و تفریط
پیروی از الگوهای برتر
بهترین و آسان ترین شیوه اصلاح سبک زندگی و نجات از افراط و تفریط در همه امور، پذیرش الگوهای کامل و همراهی با اسوه های انسانی است که قرآن معرفی می کند. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقينَ» (توبه:119)اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، و با صادقان باشيد.
پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت او علیهم السلام به عنوان «صادقین» معرفی شده اند و در آیه ای وجود با برکت پیامبر به عنوان الگوی حسنه و در جای دیگر حضرت ابراهیم علیه السلام و یارانش معرفی شده اند و مکرر به پیروی از آن ها سفارش شده است.
جلو زدن و عقب ماندن از پیامبر6 و اهل بیت7 هر دو مذمت شده همچنانکه در زیارت شریفه جامعه کبیره و دعای شعبانیه[12] میخوانیم:
«المتقدم لهم مارق و المتأخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق» هر که از آنان (اهل بیت علیهم السلام) پیش افتد از دین بیرون رفته (منحرف شده) و هر که از آنها پس افتد نابود است و هر که همراه آنها باشد به حقیقت و هدف خواهد رسید.
پیروی محض و شیعهگری همواره اصلی خدشه ناپذیر در مکتب تشیع بوده است،
تقوای الهی دومین راه کار نجات از افراط و تفریط
عبارت «واتقوا الله» که بیشتر در باره موضوعات سبک زندگی آمده است حدود چهل مرتبه در قرآن تکرار شده است. این عبارت رابطه انسان با خداوند متعال را بیان می دارد، که باید بر اساس تقوی استمرار یافته و انسان همواره مراقب امور زندگی خود بوده و خدا را ناظر و حاضر بداند.
انواع تقوا
تقوای قلبی:
تقوایی است دائمی که در همه جا و در همه شرایط زندگی در قلب انسان مستقر است و او را نجات میبخشد، تقوایی که همراه با معرفت و از طریق تفکر به دست آمده باشد از این نوع است.
تقوای ظاهری (تقوای عاریه ای):
این تقوا موقتی و عاریتی است و در هنگام غلبه هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی به ویژه در بحران ها و فراز و نشیب های زندگی کارآیی نداشته و به سرعت ازبین می رود.
این تقوا معمولا تقلیدی و براساس احساسات و انفعالات به وجود می آید.
2-رعایت نکردن ادب در ارتباط با پیامبر6(و رهبران دینی)
قرآن افزون بر آیات متعدد که در باره جایگاه پیامبر گرامی اسلام و تأکید بر اطاعت از او آمده است، در یک سوره خاص به نام «حجرات»، آداب ارتباط با رسول گرامی اش را بیان فرموده است. حجرات جمع الجمع[13] به معنای حجرهها (اتاقها) میباشد.
محور مباحث در این سوره بیان سبک و شیوه تعامل با رهبر آسمانی و پیامبر الهی است به ویژه هنگام حضور در منزل آن حضرت و گفتگو و دیدار رودرو با ایشان.
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ»(حجرات:2)
ای کسانی که ایمان آوردهاید (با رسول با ادب سخن بگویید) و صدای خود را بالاتر از او نبرید (به یا محمد و یا احمد بر او فریاد مکشید) و در برابر او بلند سخن مگویید آنگونه که بعضی از شما در برابر بعضی میکنند. مبادا اعمال شما (در اثر بی ادبی) محو و باطل شود در حالی که نمیدانید.
جمله اول اشاره به این است که صدا را بلندتر از صدای پیغمبر6 نکنید که این خود یک نوع بیادبی در محضر مبارک اوست، پیامبر6 که جای خود دارد این کار در برابر پدر و مادر و استاد و معلم نیزخلاف احترام و ادب است.
اما جمله دوم (لاتجهروا له بالقول...) ممکن است تأکیدی برای جلمه اول باشد و یا اشاره به مطلب تازهای و آن ترک خطاب پیامبر6 با جمله (یا محمد) و تبدیل آن به (یا رسولالله) است.[14]
ظاهر آیه این است که بالا بردن صدا فراتر از پیامبر6 و دادزدن (جهربالقول) دو معصیتی هستند غیر از کفر که موجب حبط (از بین بردن) اعمال نیک میشوند.[15]
بلندتر از پیامبر6 صحبت کردن و بیادبی نمودن در محضر آن حضرت، آنقدر مهم و گناه است که باعث حبط اعمال میشود، نه یک عمل و چند عمل بلکه باعث حبط همه اعمال میشود و این نه به خاطر این است که باعث اذیت پیامبر6 میشود که نهی مقدمی باشد. یعنی چون مقدمه اذیت پیامبر6 است ممنوع است بلکه نهی نفسی است، این عمل چه باعث اذیت پیامبر6 بشود، چه نشود حرام و باعث حبط اعمال میشود.[16]
از این آیه می توان اهمیت و جایگاه سبک زندگی بر محور آداب اسلامی به ویژه رعایت آداب در تعامل با آثار و اوصاف پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت آن حضرت را بر داشت نمود.
این همه تأکید چرا؟
سؤالی که بعضی از مشرکین مطرح کرده و تهمتهایی به وجود مبارک پیامبر6 زدهاند این است که چرا این همه برای پیامبر6 و رعایت ادب در مقابل او سفارش شده است نعوذبالله معلوم میشود که مقام پرست و احترام دوست بوده است.
جواب این اشکال واهی در خود قرآن کریم آمده است آنجا که میفرماید: «لکان خیراً لهم» همه این تعظیمها و آداب برای خود مسلمانان مفید است و باعث تعبد و نظم و انضباط و اطاعت از رهبر و انسجام جامعه و پیشرفت آن خواهد شد و مغفره و اجر بسیار بزرگی برای عملکنندگان خواهد بود و گرنه سبک زندگی پیامبر6 ، لباس پوشیدن، غذا و مسکن و نشستن و برخاستن آن حضرت و به طور کلی زهد او در تمام امور در تاریخ برای همگان روشن است.
زنی در مدینه پیامبر6 را دید که روی خاک نشسته است. عرض کرد: یا رسولالله جَلَسْتَ جِلْسَهَ الْعَبیدِ همچون بندگان نشستهای. فرمود: وَ مَنْ اَعْبَدُ مِنِّی چه کسی از من بندهتر است. بنابراین اطاعت از خدا و پیامبر6 نعمتی است برای مسلمانان نه اینکه برای پیامبر6 سودی داشته باشد.[17]
3-تحمیل آراء بر پیامبر6 (و رهبران دین)
«وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُولَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ»(حجرات:7)
و بدانید رسول خدا (که از وحی حق به صلاح شما اگاه است) در میان شما هست. اگر در بسیاری از امور رأی شما را پیروی کند به رنج و زحمت میافتید و لیکن خداوند مقام ایمان را محبوب شما گردانید و در دلهاتان نیکو بیاراست و کفر و فسق و معصیت را زشت و منفور در نظرتان ساخت و اینان به حقیقت اهل صواب و هدایتند.
این آیه مؤمنین را توجه میدهد که خداوند به آنها رشد داده و ایمان را محبوب قلوب آنها نموده و بر ایشان تزئین کرده است. و کفر و فسوق و معصیت را زشت و ناپسند جلوه داده، و بر آنان لازم است که غفلت نکنند و بدانند که رسولالله6 در بین آنان بوده و تأیید شده از جانب خداوند است. و بر آنان است که از او اطاعت و پیروی نموده، نه اینکه اصرار بورزند بر این که رسول خدا از آراء و اهواء آنان پیروی کند...[18]
منظور از این توجه دادن که بدانید رسول خدا در بین شماست این است که در مسائل و امور مختلف به او مراجعه کنید و گوش به فرمان او باشید.
4-بی تفاوتی
برکسی پوشیده نیست که سبک زندگی قرآن محور در میان امت اسلامی یا وجود ندارد و یا در میان برخی از اقشار بسیار کم رنگ به چشم می خورد.
در عین حال بر همگان ثابت شده است که هر گاه سبک زندگی قرآن محور را در هر بعدی از ابعاد زندگی به کار بسته ایم، آسیب ها کم تر و موفقیت ها افزون شده است.
انقلاب اسلامی در ایران نمونه ای موفق در مطرح شدن سبک زندگی آرمانی قرآنی بود که توانست در دو مرحله طاغوت ستیزی و تدوین ساختار یک حکومت قرآنی گام هایی بردارد اما تا رسیدن به یک سبک زندگی قرآن محور در میان امت اسلامی مسیر طولانی پیش رو دارد. امام خامنه ای در این باره فرمودند:
« از آن مراحل چندگانهای که ما مطرح کردیم،(انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی، امت اسلامی) هنوز در دولت اسلامیاش ماندهایم؛ بعد از دولت اسلامی نوبت جامعهی اسلامی است؛ ما این مراحل را در پیش داریم. ..... تا اینجا توفیق حاصل شده که خب خیلی هم مهم است؛ لکن بعد از این، ایجاد یک دولت اسلامی است؛ یعنی [ایجاد] تشکیلات مدیریّتیِ اسلامی برای کشور؛ ما در این قضیّه هنوز خیلی فاصله داریم تا به مقصود برسیم. البتّه معنایش این نیست که کسی احساس ناامیدی کند؛ ابداً؛ داریم پیش میرویم؛ با همهی مخالفتها، با همهی کارشکنیها، با همهی دهنکجیهایی که میشود، حرکت میکنیم و داریم پیش میرویم بلاشک. دلایل زیادی وجود دارد؛ لکن [هنوز] کار داریم، کار دارد؛ هنوز خیلی فاصله داریم تا اینکه بتوانیم یک دولت اسلامی به وجود بیاوریم. بعد که دولت اسلامی به وجود آمد، آنوقت تازه نوبت [ایجاد] جامعهی اسلامی است. خب، بنابراین باید مبارزه کرد عزیزان من.» (6 /6 / 96 .در دیدار با طلاب حوزه های علمیه استان تهران) آن روز هم در دورهی قبل از انقلاب کسانی بودند که مبارزین را دوست میداشتند امّا خودشان دست به هیچ بخشی از مبارزه نمیزدند؛ اصلاً هیچ دامن را تر نمیکردند، اصلاً نزدیک میدان مبارزه هم نمیشدند؛ امّا [آن را] دوست میداشتند و از مبارزین خوششان میآمد. حالا کسانی هم بودند که از مبارزین بدشان میآمد، کسانی هم بودند که با اینها دشمنی میکردند و با دشمن همکاری میکردند -اینکه به جای خود محفوظ- امّا داخل آدمهای خوب، کم نبودند کسانی که از مبارزین خوششان میآمد امّا وارد میدان مبارزه نمیشدند؛ خب، اینها کاری نمیکردند. بله، آن روزی که جبههی دشمن ضعیف شد و معلوم شد که رژیم طاغوت رو به سقوط است، طبعاً آن سواد(۹) عظیم وارد میدان شدند که کار را یکسره کردند؛ امّا در دوران سختی مبارزه، مبارزین [همان] عدّهای بودند که تلاش میکردند و درون میدان بودند. امروز هم همانجور؛ همچنانکه آن روز مبارزه لازم بود و کنار نشستن و مبارزین را دوست داشتن کافی نبود، امروز هم مبارزه لازم است؛ نشستن و مبارزین را مدح کردن و تمجید کردن، کافی نیست؛ باید وارد شد. البتّه مبارزهی امروز با مبارزهی آن روز تفاوت ماهوی دارد؛ لکن مبارزه، مبارزه است؛ تلاش است، مجاهدت است. راه این مبارزه را باید پیدا کنید.
5-خطر گسترش سبک زندگی غربی
«تلاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در ایران، زیانهای بیجبران اخلاقی و اقتصادی و دینی و سیاسی به کشور و ملّت ما زده است؛ مقابله با آن، جهادی همهجانبه و هوشمندانه می طلبد که باز چشم امید در آن به شما جوانها است.
(مقام معظم رهبری در بیانیه «گام دوم انقلاب» بهمن 98)
جنگ نرم کارآمدترین، کم هزینه ترین و موثرترین شیوه دشمنان و در عین حال پیچیده ترین و خطرناک ترین روش آن ها در انهدام سبک زندگی قرآن محور است . عدم موفقیت دشمن در جنگ سخت نسبت به انقلاب و موفقیت جنگ نرم باعث شد شاهد تغییراتی در سبک زندگی مردم کشورمان باشیم
دشمن با دامن زدن به شایعات و جنگ نرم به دنبال سلب هویت و فرهنگ ملی ما بوده و می خواهد قلوب و اذهان را به دست آورد و اگر قلب ها و ذهن ها تصرف و جهت دهی شد، دشمن به اهدافش خواهد رسد.
ما در جنگ نرم شاهد مدیریت ارزش ها و نگرش ها به ویژه در میان برخی از مدیران توسط دشمن هستیم . شکل گیری سکولاریسم پنهان، لیبرالیسم ویرانگر و تفکرات اومانیستی پرزرق و برق، کم شدن باورهای اصیل بومی، فرهنگی و دینی، نتیجه ترویج سبک زندگی غربی است که فرهنگ بومی و ملی ما را دستخوش استحاله قرار داده است.
6-آسیب های ششگانه
1ـ مسخره کردن دیگران:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِّن نِّسَاءٍ عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِّنْهُنَّ»(حجرات:11)
ای اهل ایمان هیچ قومی حق ندارد قوم دیگری را مسخره کند چه بسا که آنان از ایشان بهتر باشند و هیچ زنانی حق ندارند زنانی دیگر را مسخره کنند.
سخریه و مسخره به معنای استهزاء و بیان چیزی که کسی را تحقیر نموده و خوار سازد چه با گفتار و چه به اشاره و یا در عمل به وسیله تقیلد درآوردن، به طوری که بینندگان و شنوندگان بالطبع از آن سخن و یا اشاره و یا تقلید درآوردن بخندند.
در عبارت «لایسخر قوم» قوم به معنای مردان آمده است. زیرا که اغلب مردان به کارهای مهم قیام میکنند و اینکه فرموده است «قوم من قوم و لانساء من نساء» مردان، مردان دیگر را و زنان، زنان دیگر را مسخره نکنند، به خاطر این است که اغلب مردان، مردان را و زنان، زنان را مسخره میکنند.
و عبارت «چه بسا آنان از ایشان بهتر باشند» یعنی چه بسا مسخره شوندگان بهتر از مسخره کنندگان باشند، خود دلیلی بر نهی از مسخره و استهزاء است.[19]
2ـ عیب جویی:
«وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ»
و هرگز عیبجویی (از همدینان) خود مکنید.
لمز به معنای بیان معایب و عیوب دیگران است. و اینکه عبارت «انفسکم» آمده است اشاره به این است که مسلمانان یک جامعه واحده و متحد هستند و اگر یکی از آنها عیب دیگری را بیان کند مثل این است که از خودش عیبجویی نموده باشد. و فاش کردن عیب یک نفر در حقیقت تف بالاسری است که به صورت خود فرد عیبجو میافتد.
و عبارت «انفسکم» خود علت نهی از عیبجویی نیز هست[20]. به هر حال عیبجویی یکی از عوامل اختلاف بوده و سبب میشود انسان از عیوب خود غافل شده و به عیوب دیگران بپردازد، که خود یکی از گناهان کبیره به شمار میآید و در احادیث مذمت بسیار شده است.[21]
3ـ دادن لقبهای زشت:
«وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ»
و به نام و لقبهای زشت یکدیگر را نخوانید که پس از ایمان به خدا نام فسق (بر مؤمن نهادن) بسیار زشت است.
«وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»
و هر که از فسق و گناه به درگاه خدا توبه نکند بسیار ظالم و ستمکار است.
التنابز: نام بردن یکدیگر با لقبهای بد که باعث ناراحتی شود. مثل نادان فاسق و غیره.[22]
رفتار دیگری که منشاء کینه و اختلاف میشود، گذاشتن لقبهای زشت به دیگران است.
4ـ بدگمانی:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ» (حجرات:12)
هان، ای کسانی که ایمان آوردید از بسیاری گمانها اجتناب کنید، که برخی ظن و پندارها (باطل و بیحقیقت) و معصیت است.
گمانی که باید از آن پرهیز کرد گمان بد است. و اما گمان خوب مستحب است چنانچه از آیه 12 سوره نور استفاده میشود و منظور از دوری از گمان بد، پرهیز از پذیرفتن و ترتیب اثر دادن به آن است. ولی خود گمان چون یکی از ادراکات نفسانی است و از روی اختیار نیست از آن نهی نشده است مگر اینکه پارهای از مقدماتش اختیاری باشد.[23]
منظور از «کثیرا من الظن» گمانهای بد است که نسبت به گمانهای خوب در میان مردم بیشتر است لذا از آن تعبیر به کثیر شده است.
قال علی7: من لم یحسن ظنه استوحش من کل احد
«کسی که گمان بد داشته باشد از همه کس میترسد و وحشت دارد.»[24]
بعضی عادت کردهاند به دیگران با بدبینی و سوء ظن نگاه کنند، اینان معمولا همه جا را تاریک میبینند هم خود را دچار وحشت کرده و هم دیگران را.
همچنین فرمود: ضع امر اخیک علی احسنه.
«اعمال برادرت را به نیکوترین وجه ممکن توجیه کن»
حتی یأتیک ما یقلبک منه
مگر اینکه دلیلی برخلاف آن برایت برسد
ولاتظنن بکلمه خرجت من اخیک سوء و انت تجدلها فی الخیر محملا
و هرگز نسبت به سخنی که از برادر مسلمانت صادر شده گمان بد مبر، مادام که میتوانی سرپوش نیکی برای آن بیابی.[25]
در نهج البلاغه فرموده است:
وقتی صلاح بر روزگار و اهل روزگار مسلط باشد، در چنین جوی اگر یک نفر سوءظنی به کسی پیدا کرد که از او خطایی ندیده، نباید آن ظن را از دل خود بپذیرد و اگر بپذیرد ظلم کرده، و اگر فساد بر زمان و اهل زمان مسلط شد در چنین جوی، اگر یک نفر نسبت به کسی حسن ظن پیدا کند خود را فریب داده.
5ـ تجسس و کنجکاوی بیجا:
«وَلَا تَجَسَّسُوا»
و از عیوب مردم تجسس مکنید.
تجسس و تحسس هر دو به معنای جستجوگری میباشد. ولی اولی معمولاً در امور نامطلوب و مسائل شخصی برای کشف عیوب میآید و دومی غالباً در امور خیر، چنانچه یعقوب به فرزندانش دستور میدهد «یا بنی اذهبوا فتحسسوا من یوسف و اخیه» فرزندان من بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید.[26]
اسلام میخواهد مردم در زندگی خصوصی از هر نظر در امنیت باشند. اگر تجسس باشد حقیقت و آبروی مردم بر باد میرود و جهنمی به وجود میآید که همه افراد اجتماع معذب خواهند بود. چون به عیوب همدیگر آشنا شده و از یکدیگر متنفر میشوند.
البته این دستورات منافاتی با کارهای اطلاعاتی و امنیتی برای حفظ نظام اسلامی و مقابله با رانت خوران و مفسدان ندارد.
6ـ غیبت:
«وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ»
و غیبت یکدیگر روا مدارید. آیا شما دوست میدارید گوشت برادر مرده خود را بخورید البته کراهت و نفرت از آن دارید (مَثَل غیبت مؤمن، به حقیقت همین است) و از خدا بترسید و توبه کنید که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است.
«غیبت» عبارت است از این که در غیاب کسی عیبی از او بگویی که حکمت و وجدان بیدار، تو را از آن نهی کند و به طور خلاصه این که: در غیاب کسی درباره او چیزی بگویی که اگر بشنود ناراحت شود.[27]
غیبت اجزاء جامعه را یکی پس از دیگری فاسد نموده و از اثر میاندازد و چون هر فردی در جامعه میخواهد با دوستانش در امن و آسایش همنشینی داشته باشد و آن ها را انسانی عادل و خوب بداند و با آن ها انس بگیرد. ولی به وسیله غیبت این روابط اجتماعی گسیخته و ضعیف شده و همچون خوره جسم جامعه را بتدریج عضو به عضو میخورد تا این که حیات و زندگی از بین میرود.[28]
و به همین دلیل اسلام از مقدمات غیبت که ابتدا گمان بد و سپس تجسس و افشای عیوب و اسرار پنهانی است که بعدها سبب غیبت میشود، نهی فرموده است.
قرآن کریم به شدت از غیبت نهی فرموده تا آنجا که آن را به خوردن گوشت برادر مرده تشبیه کرده است و این خود دلیل برادری همه مسلمانان با یکدیگر است. و این تشبیه بعید نیست که در مورد تجسس هم باشد. زیرا هر دو رسیدن به عیب دیگران است. در غیبت کردن، آشکار شدن عیب به وسیله دیگران است و در تجسس آشکار شدن عیوب به وسیله جستجو و کنجکاوی.[29]
بنابراین تجسس برای یافتن عیوب دیگران و همچنین غیبت آشکار کردن معایب برادران مسلمان، همچون خوردن گوشت برادر مرده است.
ولیس الذئب یا کل لحم ذئب
و یا کل بعضنا بعضاً عیاناً
ترجمه شعر: گرگ هم گوشت گرگ را نمیخورد در صورتی که ما انسانها در روز و شب گوشت همدیگر را میخوریم (غیبت میکنیم)
اهمیت دستورات ششگانه در سبک زندگی قرآنی
اسلام میخواهد در جامعه اسلامی امنیت کامل و همه جانبه حکم فرما باشد، نه تنها مردم در عمل و در ظاهر به یکدیگر هجوم نبرند؛ بلکه از نظر زبان، و از آن بالاتر از نظر اندیشه و فکر نیز، در امان باشند و هرکس احساس کند دیگری، حتی در منطقه افکار خود تیرهای تهمت را به سوی او نشانهگیری نمیکند و این امنیتی است در بالاترین سطح که جز در یک جامعه مذهبی و مؤمن امکان پذیر نیست.[30]
«واتقوالله ان الله تواب رحیم»
در پایان دستورات فوق میفرماید: خداوند بسیار توبه پذیر بوده و نسبت به بندگان تائبش مهربان است. منظور از توبهپذیر بودن این است که خداوند بسیار رجوع کننده به بندگان متقی به وسیله هدایت و توفیق و حفظ آن ها از این که در مهلکههای شقاوت سقوط کنند میباشد.[31]
شأن نزول جالب آیه غیبت
دو نفر از اصحاب رسول الله6رفیقشان سلمان را خدمت پیامبر6 فرستاده بودند تا غذایی برای آن ها بیاورد، پیامبر6 سلمان(ره) را سراغ اسامه که مسئول بیتالمال بود فرستاد اسامه گفت الان چیزی ندارم. آن دو نفر از اسامه غیبت کردند و گفتند او بخل ورزید و درباره سلمان گفتند اگر او را به سراغ چاه سمیخه (چاه پرآبی بود) بفرستیم، آب آن فروکش خواهد کرد، سپس خودشان به راه افتادند تا نزد اسامه بیایند و درباره موضوع کار خود تجسس کنند، پیامبر6 فرمود: آثار خوردن گوشت در دهان شما میبینم، عرض کردند ای رسول خدا، ما امروز مطلقاً گوشت نخوردهایم فرمود: آری گوشت سلمان و اسامه را خوردید. آیه نازل شد و مسلمانان را از غیبت نهی کرد.
در المیزان علامه; حدیثی را از تفسیر دُرالمنثور سیوطی که از اهل سنت است. آورده که در آن حدیث نام این دو صحابی ذکر شده است. این حدیث از ضیاء قدسی و او از انس نقل کرده که این دو تن ابوبکر و عمر بودهاند و همچنین حدیثی از تفسیر جوامعالجامع آورده که باز نام این دو تن در آنجا آمده است.[32]
احادیثی چند در باره غیبت
از آنجا که شیوع این آفت بزرگ سبک زندگی قرآنی متأسفانه در جامعه و به ویژه فضای مجازی کم نیست، شایسته است بیشتر به آن بپردازیم.
1ـ «ان الدرهم یصیبه الرجل من الربا اعظم عندالله فی الخطیئه من ست و ثلاثین زنیه یزنیها الرجل و اربی اربا عرض الرجل المسلم»
پیامبر گرامی6 فرمود: درهمی که انسان از ربا به دست میآورد، گناهش نزد خدا از 36 زنا بزرگتر است، و از هر ربا بالاتر آبروی مسلمان است.[33]
2ـ روزی پیامبر6 با صدای بلند خطبه خواند و فریاد زد: «یا معشر من آمن بلسانه و لم یؤمن قلبه لاتغتابوا المسلمین و لاتتبعوا عوراتهم فانه من تتبع عوره یفضحه فی جوف بیته».
«ای گروهی که به زبان ایمان آوردهاید و نه با قلب. غیبت مسلمانان نکنید و از عیوب پنهانی آنها جستجو ننمایید. زیرا کسی که در امور پنهانی برادر دینی خود جستجو کند، خداوند اسرار او را فاش میسازد و در دل خانهاش رسوایش میکند.[34]
خداوند به موسی وحی فرستاد: «من مات تائبا من الغیبه فهو آخر من یدخل الجنه و من مات مصرا علیها فهو اول من یدخل النار».
کسی که بمیرد و از غیبت توبه کرده باشد(با این حال) آخرین فردی است که وارد بهشت می شود و کسی که بمیرد در حالیکه اصرار بر آن داشته باشد، اولین کسی است که وارد دوزخ میگردد.[35]
3ـ قال رسول الله 6:«الغیبه اسرع فی دین الرجل المسلم من الاکله فی جوفه»
تأثیر غیبت در دین مسلمان از خوره در جسم او سریعتر است.[36]
انگیزه غیبت و علاج آن
علاج:
تفکر در عواقب سوء غیبت و انگیزههای آن،
از بین بردن عوامل و انگیزههای غیبت،
برطرف کردن نتایج سوء غیبت. (توبه واقعی)
کیفیت توبه:
1ـ غیبت شونده زنده باشد: اگر مشکل جدیدی ایجاد نشود توبه همراه با کسب رضایت. در صورت ایجاد مشکل جدید، توبه همراه با استغفار برای غیبت شونده.
2ـ غیبت شونده در قید حیات نباشد: توبه همراه با طلب آمرزش و دعا و خیرات برای غیبت شونده.
موارد استثناء:
1ـ در مقام مشورت
2ـ غیبت متجاهر به فسق (در همان گناه که به صورت علنی انجام میدهد)
3ـ برای احقاق حق و تظلّم
4ـ غیبت کسی که گمراه و گمراه کننده است و بدعت گذار در دین (به قصد بیدار کردن مردم)
5ـ به طور کلی هر موردی که مصلحت غیبت کردن از مفسده هتک احترام مؤمن بیشتر باشد.[37]
ملاک برتری در سبک زندگی قرآنی
«يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ» (حجرات:13)
هان ای مردم ما شما را از یک مرد و یک زن آفریدیم و شما را به شکل ملتها و قبیلههای گوناگون قرار دادیم تا یکیدگر را بشناسید (نه اینکه به یکدیگر فخر کنید) (فخر و کرامت نزد خدا تنها به تقوا است) و گرامیترین شما با تقواترین شماست و خدا (هم بر نیک و بد مردم و ظاهر و باطن خلق) کاملاً آگاه و دانا و باخبر است.
خطاب یا ایها الناس یک خطاب عمومی است که حدود 20 بار در قرآن کریم تکرار شده و نشان دهنده این است که اسلام یک دین جهانی بوده و نوع بنی آدم را مورد خطاب قرار میدهد.
شعب با فتحه شین به معنای ملت است و با کسره شین (شعب) عبارت از دامنه چند دره که از یک جهت به شکل یک زمین، و از جهت دیگر به شکل چند قطعه زمین دیده میشود. و به همین خاطر این کلمه هم برای جمع شدن و هم برای پراکندگی استعمال میشود. به هر حال شعوب به معنای ملتها و قبایل به معنای قبیلهها است.
این آیه شریفه فخرفروشی به نسب را نفی کرده و میفرماید: شما از یک زن و مرد (آدم و حوا) خلق شده و هیچ امتیازی برای هیچ ملت و قبیلهای نیست مگر به تقوی. و همه این اختلافات برای شناختن یکدیگر است.[38]
این آیه تابلو زیبایی است برای سبک زندگی در تعاملات با همه انسان ها از هر ملیت، رنگ، قبیله، نژاد، زبان، لهجه، با هر قشر پولدار و ثروتمند یا بی پول و فقیر، با هر لباس و مدرک. همه یکسان اند. تنها محور ارزش و برتری تقوی و پرهیزگاری است. امتیاز حقیقی و کرامت واقعی نزد خدا همان تقوا است.
شأن نزول آیه
در سال فتح مکه هنگامی که بلال اذان میگفت یکی از مشرکین گفت: شکر میکنم خدا را که پدرم مرد و چنین روزی را ندید. و دیگری گفت آیا رسولالله6 غیر از این کلاغ سیاه کسی را پیدا نکرد که آیه فوق نازل گردیده و معیار ارزش واقعی را بیان نمود.[39]
سبک زندگی بر پایه ایمان حقیقی
«قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ » (حجرات:14)
(ای رسول) اعراب (بنی اسد و غیره) که بر تو منت گذارده و گفتند ما (بی جنگ و نزاع) ایمان آوردیم به آنها بگو که ایمانتان (از زبان) به قلب وارد نشده، به حقیقت هنوز ایمان نیاوردهاید لکن بگویید ما اسلام آوردهایم (و از خوف جان به ناچار تسلیم شدهایم)
بر اساس این آیه تفاوت «اسلام» و «ایمان» در این است که: اسلام، شکل ظاهری و قانونی دارد و هر کس شهادتین را بر زبان جاری کند در سلک مسلمانان وارد میشود و احکام اسلام بر او جاری میگردد.
ولی ایمان یک امر واقعی و باطنی است و جایگاه آن قلب آدمی است نه زبان و ظاهر او.
اسلام ممکن است انگیزههای مختلفی داشته باشد حتی انگیزههای مادی و منافع شخصی ولی ایمان حتماً از انگیزههای معنوی از علم و آگاهی سرچشمه میگیرد و میوه حیاتبخش این درخت ایمان، همان تقوا است.
نشانههای ایمان حقیقی
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ» (حجرات:15)
مؤمنان (واقعی) فقط آن کسانند که به خدا و رسول او ایمان آوردند و بعد هیچگاه شک و ریبی به دل راه ندادند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد کردند. اینان به حقیقت راستگو هستند.
این معیارهایی است که در هر زمان میتوان به وسیله آن مؤمنان واقعی را از غیرواقعی بازشناخت. در این آیه شریفه پس از این که معیارهای ایمان بیان گردید و معلوم شد کسی که در دین دچار شک[40] نمیشود و حاضر میشود مال و جان خود را در راه اطاعت از خدا و پیامبر6 فدا کند، دارای ایمان است، میفرماید:
اولئک هم الصادقون
چنین کسانی راستگو هستند.
پروردگارا به عظمت رسولالله6 و به کرامت کلامالله سوگندت میدهیم، همه معاصی و گناهان ما را بخشیده و قدرتی عطا فرما تابتوانیم دستورات قرآن کریمت را که سعادت دنیوی و اخروی را در بردارد به صورت شایسته هر چه بیشترجامه عمل بپوشانیم.
پروردگارا! روح بلند امام امت را با انبیاء و اولیاء محشور بفرما.
پروردگارا سایه رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی حضرت آیت الله امام خامنهای را بر سر مسلمین جهان مستدام بدار.
و عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان
پرسشها
1ـ موضوعات سبک زندگی کدام است؟ به چهار مورد اشاره کنید.
2ـ موضوعات سبک زندگی از دیدگاه امام خامنه ای کدام است؟ به چهار مورد اشاره کنید.
3ـ چهار آسیب از آسیب های سبک زندگی در کشور ما از دیدگاه امام خامنه ای کدام است؟
4ـ زندگی به چه معناست؟ توضیح دهید.
5ـ اولین راه کار قرآن برای نفی سبک جاهلی کدام است؟
6ـ پرستش خدای یگانه چگونه می تواند سبک زندگی جاهلی را تغییر دهد؟
7ـ اطاعت از ابرار و پرهیز از اشرار و تأثیر آن بر نفی سبک زندگی جاهلی را توضیح دهید.
8ـ موج آفرینی در مقابله با سبک زندگی جاهلی و گسترش زندگی قرآنی را توضیح دهید.
9ـ تقوی به چه معنا است و منظور از تقوای عاریهای چیست؟
10ـ حبط اعمال یعنی چه؟ و چه چیزهایی باعث حبط عمل میشود؟
11ـ چرا قرآن کریم در رابطه با ادب و احترام به پیامبر6 تأکید فراوان نموده است؟
12ـ فاسق به چه کسی گفته میشود؟
13ـ جنگ نرم چگونه بر سبک زندگی تأثیر می گذارد؟
14ـ نقش تأثیر پذیری از شایعات در فضای مجازی و تقلید کورکورانه در تغییر سبک زندگی را توضیح دهید.
15ـ چگونه میتوانیم بفهمیم که آیا خیر و خوبی در ما وجود دارد یا نه؟
16ـ یک حدیث در مورد حب و بغض بنویسید؟
17ـ وظیفه مؤمنان در قبال نزاع و درگیری در بین دو گروه مؤمن چیست؟ و منظور از صلح کدام صلح است؟
18ـ انواع برادری در اسلام را بنویسید؟
19ـ ده حق از حقوق سی گانه برادری بین مسلمانان را بنویسید؟
20ـ آسیبهای سبک زندگی قرآنی براساس ایات کدام است؟
21ـ «ولا تلمزوا انفسکم» به چه معناست؟ توضیح دهید؟
22ـ راه نجات از افراط و تفریط در سبک زندگی کدام است؟
23ـ ترجمه دو حدیث را در مورد گمان بنویسید؟
24ـ عبارت قرآن کریم در مورد نهی از تجسس را بنویسید؟
25ـ در مورد زشتی غیبت سه سطر بنویسید؟
26ـ آیا قرآن کریم تجسس را هم به خوردن گوشت برادر مرده تشبیه نموده است؟ در این مورد توضیح دهید؟
27ـ فلسفه دستورات شش گانه در سوره حجرات را بنویسید؟
28ـ چراسبک زندگی قرآنی قابلیت جهانی شدن را دارد؟
29ـ شأن نزول آیه غیبت را شرح دهید؟
30ـ یک حدیث در مورد غیبت همراه با ترجمه آن بنویسید؟
31ـ انگیزههای غیبت را نام ببرید؟
32ـ علاج غیبت را بنویسید؟
33ـ موارد استثناء غیبت کدام است؟
34ـ در برتری انسانها بر یکدیگر چه ملاکهایی غلط و کدام ملاک صحیح است؟
35ـ سبک زندگی جاهلی دارای چه ویژگی هایی است؟
36ـ فرق اسلام و ایمان را بنویسید؟
37ـ نشانههای ایمان حقیقی کدام است؟
38ـ تفاوت های سبک زندگی قرانی شاکرانه با سبک زندگی ناسپاسانه را بنویسید؟
39ـ سبک زندگی محبت محور را در چهار سطر توضیح دهید.
40ـ به نظر شما چه راهکارهای عملی برای گسترش سبک زندگی قرآنی در جامعه اسلامی وجود دارد؟
فهرست منابع و مآخذ
ـ الامین العاملی سید محسن،1369 (اعیان الشیعه) امام حسن (ع) و امام حسین (ع)، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. چاپ ششم
ـ امین بانوی اصفهانی (نصرت بیگم) 1363. تفسیر مخزن العرفان، نهضت زنان مسلمان.
ـ دستغیب آیت الله شهید سید عبدالحسین،1361 آدابی از قرآن، کانون تربیت شیراز.
ـ دستغیب آیت الله شهید سید عبدالحسین،1363 گناهان کبیره، کانون تربیت شیراز چاپ سوم.
ـ زمخشری، جارالله،(بی تا) تفسیر الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التاویل، نشر ادب الحوزه.
ـ طباطبایی سید محمد حسین (ره)، المیزان عربی (بی تا) ج 18 و فارسی ج 6، تهران انتشارات محمدی چاپ پنجم
ـ طباطبایی علامه سید محمد حسین،(بی تا) قرآن در اسلام، قم انتشارات هجرت.
ـطبرسی الفضل بن الحسن،1403 مجمع البیان فی تفسیر القرآن، قم انتشارات کتابخانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی
ـ قطب راوندی، فقه القرآن.
ـ کلینی، ابی جعفر محمدبن یعقوب ترجمه رسول محلاتی، اصول کافی، تهران دفتر نشر و فرهنگ اسلامی.
ـ مکارم شیرازی1362، تفسیر نمونه، تهران دارالکتب الاسلامیه.
[1] دهخدا-سایت واژه یاب
[2]ـ ادمن الاسر: ادامه و مدن بالکان اقام به و منه المدینه «کشاف زمخشری»
[3]ـ المیزان عربی 18/319
[4]ـ المیزان عربی 18/319 و نمونه 22/164
[5]ـ اصول کافی جلد 3 صفحه 192 باب دوستی برای خدا و دشمنی برای خدا حدیث 11
[6]ـ المیزان فارسی 36/184
[7]ـ المیزان عربی 16/315
[8]ـ مجمع البیان 5/132
[9]ـ مطالب ذیل این آیه از المیزان برداشت شده است.
[10]ـ نمونه 22/174
[11]ـ المیزان عربی 18/307
[12] ـ شعبانیه غیر معروفه که با صلوات بر اهل بیت شروع شده.
[13]ـ مجمع البیان عربی 5/129
[14]ـ نمونه 22/136
[15]ـ المیزان عربی 18/308
[16]ـ همان منبع
[17]ـ برگرفته از کتاب آدابی از قرآن نوشته آیه الله شهید دستغیب در ذیل آیه
[18]ـ المیزان عربی 18/312
[19]ـ المیزان فارسی 36/195
[20]ـ المیزان فارسی 36/195
[21]ـ برای توضیح بیشتر به کتب تفسیری ذیل همین آیه و همچنین به کتاب گناهان کبیره 2/421 مراجعه کنید.
[22]ـ المیزان عربی 18/322
[23]ـ المیزان عربی 18/323
[24]ـ نمونه 22/187 به نقل از غررالحکم ص 697
[25]ـ نمونه 22/183 المیزان عربی 18/333
[26]ـیوسف 87 نمونه 22/183
[27]ـ المیزان فارسی 36/198
[28]ـ همان منبع
[29]ـ المیزان عربی 18/325
[30]ـ نمونه 22/186
[31]ـ المیزان عربی 18/325
[32]ـ المیزان عربی 18/332
[33]ـ نمونه 22/189
[34]ـ همان منبع 2/378
[35]ـ نمونه 22/190
[36]ـ همان منبع
[37]ـ مطالب فوق از تفسیر نمونه و کتاب گناهان کبیره ج 2 آیتالله دستغیب استفاده شده است.
[38]ـ المیزان فارسی 36/203
[39]ـ نمونه 22/199
[40]ـ اینکه از کلمه «ثم» استفاده شده نه از «و» در عبارت «ثم لم یتابوا» دلالت بر این دارد که شک نکردن آنان منحصر به یک زمان نیست بلکه در زمانهای آینده نیز شک نمیکند تو گویی که پیدایش شک چیزی است که دائماً خطرش وجود دارد. المیزان فارسی 36/208